مدير مركز آيتي معاونت صدا وسيما، گفت: « گروهي وبلاگ را يك حركت جايگزين در برابر جريان اصلي اطلاعات ميدانند، ولي برخي از جمله خود وبلاگ نويسان با اين مساله و رسانهي جمعي بودن وبلاگ مشكل دارند، زيرا در حال حاضر بسياري افراد هستند كه در جريان اصلي اطلاعات نيز وبلاگ نويسند.»
جهانگير آقازاده در نشست "تاثير وبلاگ بر رسانهها" افزود: « اگر بخواهيم رسانهي جمعي بودن وبلاگ را از زاويهي مخاطبان بررسي كنيم، برخي وبلاگها رسانهي جمعي هستند و برخي خير.»
وي گفت: « وبلاگ را بايد از زاويه و ادبيات خاص خود وبلاگ، بررسي كرد و نبايد آن را وارد كليشههاي رسانهاي كنيم. بنابراين تعريف اينكه چه چيزي در وبلاگنويسي آن را تبديل به رسانهي جمعي ميكند، را بايد از طريق خود سيستم وبلاگنويسي فهميد.»
آقا زاده اظهار داشت: « وبلاگنويسي اگر به قوانين متصل شود، ديگر وبلاگ محسوب نميشود. از زاويهي اينترنتي، عمر هفت سالهي وبلاگ عمر زيادي است كه چارچوبهاي آن تا حدي تعيين شده است.»
وي افزود: « وبلاگ اگر بخواهد رسانهي جمعي محسوب شود بايد تغيير حالت دهد. از طرفي ديگر جريان آزاد اطلاعات هميشه گرفتار غبار اطلاعاتي ميشود، مردم اغلب به تخصص ارباب رسانههاي جمعي و ركن چهارم دموكراسي اعتماد ميكنند واز آنها اطلاعات ميگيرند، حال جريان آزاد اطلاعات به اينترنت وارد شده است، اما در اين شلوغي زياد اطلاعات وغبار اطلاعاتي، مردم بسياري از آنها را نميبينند.»
آقازاده با اشاره به اين كه دو دليل براي رسانهي جمعي نبودن وبلاگ وجود دارد، گفت: « از زاويهي يك وبلاگ نويس، محسوب شدن وبلاگ به عنوان يك رسانهي جمعي يك خطر و تهديد محسوب ميشود و از زاويهي رسانهي جمعي، نوع نشر وبلاگ به طوري كه است كه هر كس بدون رعايت اصول شناخته شدهي رسانهاي مينويسد كه اين مساله منجر به افزايش غبار اطلاعاتي و منع جريان آزاد اطلاعات ميشود.»
وي در خصوص هويت در وبلاگها گفت: « فرد ميتواند در وبلاگ، هويت جديدي كه خود دوست دارد را ارايه كند كه الزاما هويت واقعي او نيست.»
وي تاكيد كرد: « اگر قرار باشد همان ضوابط رسانههاي جمعي به وبلاگ وارد شود، ديگر وبلاگ نيست. از طرفي ديگر قوانين اين پديده را بايد از درون وبلاگ كشف كنيم، نه اين كه يك سري قوانين خارجي و بيروني را به اجبار در آن وارد كنيم.»
آقازاده گفت: « زماني كه جريان اصلي اطلاع رساني در رسانهها دچار خلل ميشود، همچون حادثهي 11 سپتامبر، وبلاگ خود به خود به عنوان يك رسانه جايگزين وارد ميشود، بنابراين وبلاگ در جايي وارد ميشود كه در يك نقطهي بحران كانالهاي رسمي دچار مشكل ميشوند و دسترسي به رسانههاي جمعي امكان پذير نباشند.وبلاگ جايي كه داراي اهميت ميشود، خود به خود به منبع خبر نيز تبديل ميشود.»
وي با اشاره به شكل گيري وبلاگ از سوي اصحاب رسانههاي جمعي، گفت: « در حال حاضر بسياري از ژروناليستها و مسوولان براي خود يك وبلاگ دارند كه از اين طريق انديشههاي يك فرد توسط وبلاگاش شناخته ميشود.»
وي با اعتقاد بر اينكه يكي از آفتهاي وبلاگ نقل شايعات از وبلاگهاي ناشناخته است، همچنين تصريح كرد: « وبلاگ اسير تحولاتي است كه يك زماني پديدهاي مخرب و نابودگر محسوب ميشد، ولي در حال حاضر بسياري از ديدگاهها نسبت به اين پديده تغيير يافته است. مهم آن است كه آن را شناسايي كنيم تا آسيب پذيري اجتماعي آن كمتر شود.»
آقازاده با تاكيد بر طبيعي بودن جريان وبلاگنويسي گفت: « ماهيت اين فضا به تدريج خود را تحميل خواهد كرد و هيچ كس تا به حال براي رشد وبلاگ تبليغ نكرده است.»
وي با اشاره به كاربردهاي وبلاگ در رسانههاي جمعي، اظهار داشت: « بسياري از افراد در حال حاضر در رسانههاي جمعي داراي وبلاگ هستند. ولي به هر حال پذيرش پديدهي جديدي مثل وبلاگ براي رسانههاي سنتي به زمان احتياج دارد.»
آقازاده همچنين دربارهي بحث فيلترينگ وبلاگها و سايتها گفت: « فيلترينگ يك پديدهي معقول اينترنتي است كه بخشي از آن براي مصونيتهاي طبيعي انسانهاست. ولي از طرف ديگرهيچ قانوني براي شكايت كساني كه بيجهت در اينترنت فيلتر شدهاند وجود ندارد. به هر حال فيلترينگ يك پديدهي طبيعي و منطقي است كه بايد نحوهي اجراي صحيح آن را آموزش دهيم و با عوارض جانبي آن مبارزه كنيم، نه اين كه اصل ماجرا را زير سوال ببريم.»