یک روزنامه نگار: وبلاگ سایه سنگین سردبیر را از سر روزنامه نگار بر می دارد
يكي از ساده ترين دلايل فراگيرشدن ناگهاني وبلاگ نويسي در ميان روزنامه نگاران ايراني، لااقل در زماني كه تب وبلاگ نويسي در ميان روزنامه نگارها در گرفت، اين بود كه اين گروه از جامعه، بيش از هر بخش ديگري با اينترنت و شبكه ي وب در ارتباط بوده اند. به همين دلیل نخستين وبلاگ نویسان جدي فارسي، روزنامه نگاران ايراني بودند.
هادي نيلي، خبرنگار روزنامه جام جم ، ضمن بیان این مطلب در گفتوگو با خبرنگار فاوانيوز گفت: دليل ديگري كه به فراگيرشدن ناگهاني وبلاگ نویسی روزنامه نگارهاي وطني دامن زد، نوعي بيماري است كه اغلب روزنامه نگارها در همه جاي دنيا به آن مبتلا هستند. چيزي كه مي توان آن را جنون نوشتن ناميد! روزنامه نگارجماعت مي نويسد و مي نويسد و مي نويسد! هرچه اش را كه توانست جايي چاپ كند و حق التحريرش را بگيرد، كه فبهالمراد! هرچه هم ماند روي دستش مي تواند در وبلاگش بگذارد تا بقيه هم بخوانند و در ضمن يك آرشيو مطمئن هم داشته باشد.
هادي نيلي، نويسندهي ضمیمه نسل سوم روزنامه جام جم همچنين افزود: تا قبل از آمدن وبلاگها، دفترچه هاي خاطرات روزنامه نگاران چنين كاركردي داشت. دليل ديگري هم مي توان براي فراگيرشدن اين چنين وبلاگ نويسي بين روزنامه نگارهاي فارسي زبان برشمرد و آن ميل اين گروه به اشتراك گذاشتن ايده ها و نگاهشان به مسائل روزمرهي زندگيشان با همكارها و بقيه مردم است.
اين دانشجوي جامعهشناسي دانشگاه علامه طباطبايي تهران همچنين افزود: اما كم شدن سايه ي سنگين سردبير از بالاي سر روزنامه نگارهايي كه به وبلاگ نويسي رو آوردند، انگيزه ي مضاعفي براي آنها بود تا به كار ادامه دهند. هرچند دقيقاً همين امتياز، با كاستن از ميزان وثوق و رَوايي بلاگ نوشته ها، به يك نقطه ضعف هم تبديل شد. اهميت اين انگيزه كه بلاگ نويسهاي فارسيِ اغلب روزنامه نگار بي واهمه ي سردبير و آقا بالاسر به راحتي مي توانستند در وبلاگهاشان بنويسند، آنچنان موثر بود كه یکی از اولين بلاگنويس های فراگير فارسي، وبلاگ خود را "سردبير: خودم" نام نهاد تا از يكسو بر رهايي اش از بند سليقه ها و دغدغه هاي اغلب محافظه كارانه سردبيرهاي قبل ازاين اش تاكيد كند و از سوي ديگر يادآوري كند مسئوليت آنچه مي نویسد با خودش است و نه سردبير؛ كه البته اين يكي تا قبل از آن هم براي روزنامه نگارهاي ايراني ناآشنا نبود!
نيلي اضافه کرد: هرچه بيشتر نوشته شود، اطلاعات بيشتري عرضه مي شود و هرچه اطلاعات بيشتري عرضه شود، به آزادي اطلاعات كه در حدّ مطلقش امري دست نايافتني است، نزديكتر مي شويم. اين روزها ديگر كاملاً طبيعي است كه رسانه يي درباره ي واقعه ای خاص به آنچه در وبلاگها آمده اشاره و حتی استناد كند. آخرين نمونه هاي آن، ناآراميهاي آذربايجان ايران و ناآراميهاي دانشگاههاي تهران بود كه توسط رسانه هايي مانند بي بي سي فارسي با نگاه به وبلاگهايي كه به اين موضوعات پرداخته بودند، پوشش داده شد.
هادي نيلي كه كار وبلاگنويسي را در وبلاگ انگليسي خود به آدرسhttp://hadimiror.blogspot.comتعميم داده است، همچنين افزود: با اين حال، آزادي بيان امري عمومي تر از عرصه وبلاگ نويسي است و الزامات و پيشينه ای مي خواهد كه هنوز جامعه ي ايران به طوركامل به آن نزديك نشده و اساساً آزادي بيان چيزي نيست كه دولت يا حكومت آن را به مردم بدهد يا از آنها بگيرد؛ بلكه جامعه خود بايد به آن برسد.
وي همچنين در پايان گفتوگوي خود با فاوانيوز افزود: نمونه ي گوياي اين ادعاي من، ناآراميهاي اخير در آذربايجان ايران در اعتراض به كاريكاتوري در روزنامه ايران بود كه هرچند در وهله ي اول اجازه انتشار آن آگهي توسط نظام حاكمه داده شد، اما عده ي زيادي از مردم جامعه مان آن را اهانتي به خود تلقي كردند و رفتاري محدودكننده در پيش گرفتند كه تعطيلي روزنامه ايران و دستگيري دو روزنامه نگار ايراني نتيجه ي آن بود.